آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
68
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
به زودى مجبور شديم بادبانها را درهم بپيچيم زيرا به آخرين نقطهء دريا كه قابل كشتىرانى است رسيده بوديم . كمابيش بفاصلهء يك ميل و نيم از مصب رود گرگان در هردو ساحل رودخانه اردوگاه گمشتپه ظاهر شد كه منظرهء آن مانند صدها كندوى عسل بود كه در فضاى كوچكى دايرهوار پشتسرهم قرار داده باشند . اينجا هم مانند قرهتپه چون آب خيلى پائين بود فقط قايقهاى كوچك ميتوانستند به كنار برسند و به همين جهة راه ورود بدهنهء گرگان هم مسدود بود در صورتىكه خود دهانه خيلى گود است و هرگز كمآبى در آنجا محسوس نمى - شود لذا ناچار بوديم در فاصلههاى زيادى از ساحل منتظر بمانيم تا يعقوب پياده شده ورود ما را اطلاع بدهد و براى ما سه تيميل بفرستد . اين سه قايق كه قدرى هم تأخير داشتند ما را به نوبت سوار و در ساحل پياده كردند و به ناچار چند سفر آمدوشد كردند . حاجى بلال و من آخر از همه پياده شديم و از اينكه خانجان بوسيلهء دوست محترم ما يعقوب از آمدن ما اطلاع حاصل كرده و به پيشواز آمده بود خيلى خوشحال شديم . من او را پشتسر جمعيت بالاى موجشكن ديدم كه ايستاده حاضر باداء نماز عصر ( عصر نمازى ) « 1 » بود .
--> ( 1 ) - در متن اينطور نوشته شده .